سه شنبه ۰۴ فروردین ۰۵

مفهوم مهارت ارتباطی و سازماندهی چیست؟

شناخت انواع مهارتهای ارتباطی و تاثیر آنها بر زندگی فردی

آیا کسب‌وکار شما به واحد منابع انسانی احتیاج دارد؟

۲۲ بازديد



وقتی کسب‌وکاری راه‌اندازی می‌شود، ممکن است در ماه‌های اول نیاز به واحد منابع انسانی نداشته باشد، ولی زمانی‌که کسب‌وکار رشد می‌کند، به واحد منابع انسانی احتیاج دارد. معمولا سازمان‌ها واحد منابع انسانی را راه‌اندازی می‌کنند یا همه‌ی عملیات این واحد را به یک نفر می‌سپارند. بعضی از شرکت‌ها هم دوست دارند خدمات واحد منابع انسانی را برون‌سپاری کنند. در این مقاله درباره‌ی اهمیت منابع انسانی در سازمان‌ها و مزایای آن صحبت می‌کنیم و با برون‌سپاری واحد منابع انسانی آشنا می‌شویم.

واحد منابع انسانی، ابرقهرمان سازمان

واحد منابع انسانی می‌تواند بسیاری از نیازهای کسب‌وکار را برطرف کند. استخدام نیرو فقط یکی از کارهای منابع انسانی است. در شرکت‌های بزرگ، این واحد دوره‌های توسعه‌ی مهارت‌های فردی برای کارکنان برگزار می‌کند و مسئول سیستم حقوق و پاداش است. همچنین، واحد منابع انسانی باید از قانون کار هم آگاهی داشته باشد و مطمئن باشد که این قوانین در شرکت اجرا می‌شود. منابع انسانی در شرکت‌های بزرگ نقش مهمی دارد و فرهنگ سازمان را تعیین می‌کند. در این شرکت‌ها، مدیرهای منابع انسانی برای موفقیت بلندمدت سازمان تلاش می‌کنند.

اما منابع انسانی در شرکت‌های کوچک چه کار می‌کند؟ در بعضی از شرکت‌ها و استارتاپ‌های کوچک، امکان راه‌اندازی یک تیم مجزا برای واحد منابع انسانی وجود ندارد. این شرکت‌ها کارکنان کمی دارند؛ بنابراین راه‌اندازی تیم منابع انسانی برای آن‌ها به صرفه نیست. اگر در مورد راه‌اندازی واحد منابع انسانی در سازمان مطمئن نیستید یا می‌خواهید این واحد را برون‌سپاری کنید، در بخش بعد اطلاعات بیشتری در اختیارتان می‌گذاریم.

چرا شرکت‌های کوچک به منابع انسانی احتیاج دارند؟

قبل از پاسخ‌دادن به این سوال، بهتر است با وظایف و نقش‌های منابع انسانی آشنا بشویم.  واحد منابع انسانی موظف است که کارهای زیر را انجام دهد:

  • استخدام و حفظ کارکنان جدید
  • اجرای قوانین کار در شرکت
  • آموزش کارکنان و حمایت از آن‌ها در روند توسعه‌ی حرفه‌ای
  • مدیریت حقوق و پاداش
  • مدیریت بررسی عملکرد
  • ایجاد محیطی فراگیر و برابر
  • تهیه‌ی کتابچه‌ی راهنمای کارمندان

بسیاری از صاحبان کسب‌وکارهای کوچک به جای استخدام متخصص منابع انسانی یا برون‌سپاری عملیات این واحد، کارهایی مثل مدیریت لیست حقوق و پاداش، استخدام و آموزش را خودشان انجام می‌دهند. این روش ضررهایی هم برای شرکت دارد. ممکن است مدیریت شرکت نتواند همه‌ی کارها را انجام دهد. به‌علاوه، در صورتی‌که شخص متخصصی فرایند استخدام را انجام ندهد، نیروهای خوب از دست می‌روند و سازمان‌ هم رشد نمی‌کند. بنابراین، توصیه‌ی ما برون‌سپاری وظایف منابع انسانی است. اگر شرکت شما قصد برون‌سپاری واحد منابع انسانی را دارد، تیم منابع انسانی مریم حنطوش‌زاده صفر تا صد کارهای واحد منابع انسانی را انجام می‌دهد. توصیه‌ی ما این است که:

«اگر حداقل ۱۰ کارمند در شرکت شما کار می‌کنند، به یک نیروی تمام‌وقت منابع انسانی احتیاج دارید.»

برون‌سپاری واحد منابع انسانی

یکی از متداول‌ترین سوال‌ها در بحث منابع انسانی این است که چه شرکت‌هایی باید واحد منابع انسانی را برون‌سپاری کنند و چه زمانی برای این کار بهتر است؟ در حقیقت، در مورد منابع انسانی در شرکت‌های کوچک قانون مشخصی وجود ندارد. بعضی از شرکت‌ها به تیم منابع انسانی احتیاج دارند و در گروهی از آن‌ها، مدیریت وظایف واحد منابع انسانی را انجام می‌دهد. بسیاری از متخصصین منابع انسانی توصیه می‌کنند که اگر حداقل ۱۰ کارمند در شرکت شما کار می‌کنند، باید یک کارمند تمام‌وقت در این حوزه استفاده کنید.

مزایای راه‌اندازی تیم منابع انسانی

یکی از مهم‌ترین وظیفه‌‌های تیم منابع انسانی گوش‌دادن به دغدغه‌های کارکنان و برطرف‌کردن آن‌ها است. طبق تحقیقات انجام‌شده، اگر کارمندان احساس کنند که به حرف‌ها و دغدغه‌های آن‌ها اهمیت داده می‌شود، مدت‌زمان بیشتری در سازمان می‌مانند؛ بنابراین وجود تیم منابع انسانی مشارکت و شوق کارمندان برای حضور در شرکت و کار کردن را افزایش می‌دهد. اهمیت تیم یا متخصص منابع انسانی در شرکت‌های کوچک‌ بیشتر است. اگر شرکت شما کوچک است، یک مشاور یا متخصص منابع انسانی به افزایش بهره‌روی کارمندان کمک می‌کند. حتی می‌توانید کارهای مربوط به استخدام را برون‌سپاری کنید. با این کار تا حد زیادی در هزینه‌ها صرفه‌جویی می‌کنید. در صورتی‌که قصد راه‌اندازی تیم منابع انسانی را دارید، می‌توانید از خدمات مشاوره‌ی سایت مریم حنطوش‌زاده استفاده کنید.

در نهایت اینکه

با راه‌اندازی تیم منابع انسانی یا برون‌سپاری این کار می‌توانید تمرکزتان را روی فروش یا عملکرد بهتر بگذارید و به جایگاه بهتری نسبت به رقبا برسید.

قبل از ترک کارکنان به فکر افزایش انگیزه آن‌ها باشید!

۱۹ بازديد




امروزه سازمان‌ها با مشکلاتی مثل تورم بالا و بازار کار کساد دست‌وپنجه نرم می‌کنند. همین مسئله منجر به ترک کامندان از سازمان می‌شود. برای حل این چالش‌ها، مدیرها سعی می‌کنند روش‌های مختلفی را استفاده کنند، مثلاً شیوه‌ی عملکردشان را تغییر می‌دهند یا دست‌مزدها را زیاد می‌کنند. تحقیقات نشان داده است که مدیرها می‌‌توانند چالش‌ها را به فرصت تبدیل کنند و ساختار محیط کار را عوض کنند. در ساختار جدید بهافزایش انگیزه‌ کارکنان و تقویت قدرت تیمی بها داده می شود و سازمانی برنده است که بتواند از مدیریت عملکرد و سیستم پرداخت برای انگیزه‌دادن به کارمندان استفاده کند. در این مقاله، با این سیستم کاری بیشتر آشنا می‌شویم.

برای تقویت عملکرد کارکنان، درقبال عملکرد به آن‌ها پاداش بدهید

وقتی سازمانی از سیستم مدیریت عملکرد متصل به پاداش برای تقویت عملکرد فردی و تیمی استفاده می‌کند، می‌تواند تا حد زیادی از رقبایش جلو بیافتد. این سازمان‌ها عملکرد اقتصادی بهتری نسبت به شرکت‌های رقیب دارند و بهره‌وری کارکنانشان هم بیشتر است. بعضی از سازمان‌ها از انگیزه‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت استفاده می‌کنند و به عملکرد اقتصادی بهتری می‌رسند. مثال‌هایی از انگیزه‌های کوتاه‌مدت، کارت‌های هدیه، مرخصی برای سفر و افزایش انعطاف ساعت کاری است. بعضی از کارمندان دوست دارند به صورت هیبرید کار کنند، تغییر حالت کاری یا جایگاه شغلی در سازمان نوعی انگیزه‌ی بلندمدت است. تاثیر انگیزه‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت روی تقویت عملکرد کارمندان در تحقیقات متعدد ثابت شده است. طبق این تحقیقات، شرکت‌هایی که از پاداش‌های متنوع استفاده می‌کنند، ۱.۱۶ برابر عملکرد اقتصادی بیشتری نسبت به رقبایشان دارند و بهره‌روی کارکنانشان ۱.۳۶ برابر بیشتر از بقیه‌ی شرکت‌ها است. این تحقیقات نشان می‌دهند که اگر سازمان‌ها سیستم مدیریت عملکردشان را متحول کنند، می‌توانند عملکرد اقتصادی‌ را به اندازه‌ی ۱.۴۸ برابر افزایش دهند.

مدیریت عملکرد در سازمان‌ها

عملکرد کارمندان در سازمان‌ها با عواملی مثل چرخه‌ی عملکرد، انتظارات شغلی، ارزش‌ها و تاثیر عملکرد کارمندان روی اهداف سازمان تعریف می‌شود. تحقیقات انجام‌شده در سازمان‌ها نشان می‌دهد که مهم‌ترین عامل، عملکرد کارمندان است که با توجه به اهداف سازمان و چرخه‌ی عملکرد تعریف می‌شود. بعد از عملکرد کارکنان، انتظارات شغلی و ارزش‌ها اهمیت دارند.

چرخه عملکرد چیست؟

منابع انسانی یا مدیرهای شرکت، عملکرد کارمندان را در بازه‌ی زمانی خاصی بررسی می‌کنند. به این بازه‌ی زمانی محدود، چرخه‌ی عملکرد گفته می‌شود. بعضی از سازمان‌ها عملکرد تیمی را درنظر می‌گیرند و پیشرفت تیم را در یک برنامه‌ی مشخص می‌سنجند. این سازمان‌ها عملکرد بهتری دارند. بنابراین، در صورتی‌که مهارت‌هاو توانایی‌های فردی کارمندان را براساس موفقیت تیمی بسنجید، می‌توانید به نتایج مطلوب‌تری برسید.  اگر به دنبال اجرای برنامه‌ی مدیریت عملکرد اثربخش هستید، باید عملکرد کارمندان را در تیم بررسی کنید. مثلا می‌توانید معیارهایی مثل همکاری و کار گروهی را درنظر بگیرید یا ببینید کارمند شما تا چد حد در موفقیت تیم تاثیرگذار بوده است. با اجرای این برنامه‌، کارمندان شاخص‌های کلیدی عملکرد و مسائل مربوط به حقوق و مزایا را بهتر درک می‌کنند. در نهایت، در صورتی‌که مدیریت عملکرد را به درستی در سازمان اجرا کنید، کارمندان احساس ارزشمندی می‌کنند و انگیزه‌‌شان برای کارکردن بیشتر می‌شود.

راهکارهایی برای حذف موانع عملکرد مدیریتی

در همه‌ی شرکت‌ها، چالش‌ها و موانعی برای پیاده سازی مدیریت عملکرد وجود دارد که باعث می‌شود عملکرد مدیریت زیرسوال برود. منشاء این موانع عوامل زیر هستند:

  • مشارکت‌نکردن کارکنان
  • نداشتن انگیزه‌ی کافی
  • بهای بیشتر به کارمندان ضعیف
  • اختصاص‌ندادن زمان کافی روی پروژه‌ها

برای رفع این مشکلات، می‌توانید راهکارهای سازمان‌های موفق را اجرا کنید. این سازمان‌ها برای رفع یا کاهش موانع از مدیریت عملکرد اثربخش استفاده می‌کنند و راهکارهای زیر را پیاده می‌کنند.

  • اجرای سبک‌های کاری منعطف (سبک کاری هیبرید یا دورکاری در شرکت)
  • تنظیم اهداف سازمان با انعطاف‌پذیری بیشتر و اجرای ارزیابی سالانه
  • تقویت رابطه بین مدیریت عملکرد و توسعه‌ی شغلی

به‌طور کلی، بهتر است که اهداف سازمان را به صورت انعطاف‌پذیر تعیین کنید و ارتباط بین مدیریت عملکرد و پیشرفت شغلی را افزایش دهید. اگر کارمندان ببینند که با عملکرد بهتر به جایگاه‌های شغلی بهتری می‌رسند، انگیزه‌ی بیشتر پیدا می‌کنند و روی پروژه‌ها بیشتر وقت می‌گذارند. روش دیگر برای حل مشکلات مدیریتی، تاکید بر عملکرد کلی افراد و تیم است. توصیه‌ی ما این است که عملکرد کارمندان و تیم را براساس اهداف سازمان بررسی کنید و با توجه به این اهداف به آن‌ها بازخورد بدهید. همچنین، می‌توانید درباره‌ی مشکلات و موفقیت سازمان با افراد تیم حرف بزنید و برای ارتقای جایگاه کارمندان عملکرد آن‌ها را بررسی کنید.

روی خلق یک تجربه جذاب برای کارکنان در سازمان سرمایه گذاری کنید

سازمان‌هایی که اثربخشی بالایی دارند، به تعامل کارمندان اهمیت می‌دهند. در این سازمان‌ها، کارکنان در فرایند مدیریت عملکرد مشارکت دارند و تیمی کار می‌کنند. سازمان‌های اثربخش روی یادگیری و توسعه‌ی کارکنان سرمایه‌گذاری می‌کنند و سعی می‌کنند مهارت‌های مدیریت و ارتباطات را در آن‌ها تقویت کنند. بنابراین، کارمندان تجربه‌ی خوشایندی در شرکت کسب می‌کنند و عملکرد کاری آن‌ها افزایش پیدا می‌کند.

پرداخت به ازای عملکرد

در یک برنامه‌ی پرداخت موثر همه‌ی پاداش‌ها و انگیزه‌های کوتاه‌مدت و طولانی‌مدت درنظر گرفته می‌شوند. در نهایت، نتیجه‌ی این برنامه‌ی تقویت عملکرد افراد و تیم است. در برنامه‌ی پرداخت به ازای عملکرد، مهارت‌های کارکنان اهمیت زیادی دارد و احتمال موفقیت سازمان هم افزایش پیدا می‌کند. همچنین در این سیستم، انگیزه‌ی کارکنان بیشتر می‌شود و سازمان هم می‌تواند استعدادهایش را حفظ کند.

نکات کلیدی در تقویت مدیریت عملکرد و برنامه‌های پرداخت

  • اول از همه، مدیریت عملکرد شرکت را براساس فرایندهای کسب‌وکار بازنگری کنید.
  • سه تا از مهم‌ترین اهداف شرکت در خصوص مدیریت عملکرد را مشخص کنید و مطمئن شوید که تعریف عملکرد و روش سنجش موفقیت عملکرد با برنامه‌ی شما هماهنگ است.
  • نقش مدیر، کارمند و منابع انسانی در مدیریت عملکرد را بررسی کنید و به اصول تغییر رفتار پایبند باشید. انتظارات را با توجه به تعریف عملکرد تعریف کنید.
  • به توسعه‌ی شغلی، بازخوردهای مداوم و رفاه کارمندان اهمیت دهید و تعامل‌های مستمر و اثربخش را سرلوحه‌ی کارتان قرار دهید.
  • روش پرداخت شرکت را با توجه به اهداف سازمان تعریف کنید. در صورتی‌که به فلسفه‌ی پرداخت به ازای عملکرد پایبند هستید، اهداف کلی و فرایند مدیریت عملکرد را با توجه به این فلسفه طراحی کنید.

کارکنانی که هستند اما نیستند!

۲۳ بازديد




ترک کار بی سرو صدا کارکنان یا  «Quite Quitting»  در لینکدین و وب‌سایت‌های بین‌المللی حوزه‌ی کسب‌وکار به چشم می‌خورد. اما این عبارت برای چه کسانی استفاده می‌شود؟ آیا ترک بی‌سر و صدا کارکنان به سخت‌کوشی و تلاش کارمندان مربوط می‌شود یا به توانایی مدیران به ایجاد رابطه با کارمندانشان ربط پیدا می‌کند؟ در این مقاله بیشتر راجع به این مفهوم صحبت می‌کنیم و راهکارهایی برای جلوگیری از ترک بی‌سروصدای کارمندان ارائه می‌دهیم.

ترک بی‌سروصدا چیست؟

کارمندان هرروز در محل کارشان تصمیم مهمی می‌گیرند: آیا برای اینکه شغلشان را از دست ندهند کار می‌کنند یا دوست دارند انرژی بیشتری برای کارشان بگذارند و تلاش کنند؟ گروه اول برای حفظ شغلشان کار می‌کنند و گروه دوم با ذوق و شوق برای کارشان تلاش می‌کنند. در چند ماه اخیر، کارمندان گروه اول نام جدیدی برای خودشان انتخاب کرده‌اند. آن‌ها بی‌سروصدا محل کارشان را ترک می‌کنند. برای این گروه از کارمندان، کار همه‌ی زندگی نیست. آن‌ها دوست ندارند بیشتر از ساعت‌های کار در شرکت بمانند.

به بیان دیگر، کارمندان گروه اول بیشتر از چیزی که از آن‌ها انتظار می‌رود، کار نمی‌کنند. محققان درباره‌ی این موضوع تحقیقات مختلفی انجام داده‌اند و و آزمون‌های رهبری ۳۶۰ درجه را بین گروه‌های کاری گوناگون اجرا کرده‌اند. آن‌ها از مردم درباره‌ی محل کارشان پرسیدند: «آیا تمایل به اضافه‌کاری در محل کارتان دارید؟»

برای اینکه مفهوم ترک بی‌ سر و صدا کارکنان را درک کنیم، سراغ آمار و اطلاعات می‌رویم: بین کسانی‌که محل کارشان را مثل زندان می‌بینند و کسانی‌که آن را هدف و معنای زندگی می‌دانند، چه فرقی وجود دارد؟ تحقیقات نشان می‌دهد که ترک بی‌سروصدا به تمایل کارمندان به عملکرد کاری بهتر و خلاق‌تر ربطی ندارد و بیشتر به توانایی مدیران به ایجاد رابطه با کارمندانش مربوط می‌شود. اگر مدیران رابطه‌ی خوبی با کارمندان داشته باشند، نیروها هم دقیقه‌های کاری را نمی‌شمارند و منتظر پایان ساعت کاری نیستند.

آمارها چه می‌گویند؟

تحقیقات جک زنگر و جوزف فولکمن از سال ۲۰۲۰ و روی ۲۸۰۱ مدیر انجام شد. آن‌ها مدیران را براساس گفته‌های ۱۳۰۴۸ کارمند دسته‌بندی کردند. به‌طور کلی، مدیران براساس دو معیار رتبه‌بندی شدند:

  • رتبه‌بندی مدیران براساس توانایی ایجاد تعادل بین نتیجه‌ی کار و توجه به نیازهای دیگران
  • رتبه‌بندی مدیران براساس اینکه آیا کارمندان تمایلی به اضافه‌کاری دارند یا خیر؟

محققان برای کسانی‌که با جان و دل اضافه‌کاری می‌کنند، عبارت «تلاش اختیاری» را به کار می‌برند و تاثیر تلاش اختیاری روی سازمان ها فوق‌العاده است. اگر شما ۱۰ کارمند داشته باشید و هر کدام از این کارمند ۱۰ درصد بیشتر تلاش کرده باشند، نتیجه‌ی کلی نشان می‌دهد که بهره‌وری سازمان شما افزایش پیدا کرده است.

کار کردن برای مدیرانی که کارمندان را به سمت ترک بی‌سروصدا سوق می‌دهد، مسئله‌ی نادری نیست و تقریبا بسیاری از افراد تجربه‌ی کار کردن با چنین مدیرانی را دارند. معمولا کارمندانی که تمایلی به اضافه‌ کاری ندارند، احساس می‌کنند که کسی در سازمان قدرشان را نمی‌داند یا به اندازه‌ی کافی به آن‌ها اهمیت داده نمی‌شود.

در چنین شرایطی مدیران رفتار نامناسبی دارند و بی‌انگیزگی کارکنان واکنشی به عملکرد مدیران است. در مقابل، گروهی از متخصصین با علاقه‌ی قلبی تا دیروقت کار می‌کنند یا زودتر از ساعت کاری به شرکت می‌روند. این کارمندان برای رهبرهای الهام‌بخش کار می‌کنند و اضافه‌کاری را دوست دارند.

با ترک بی‌سروصدای کارکنان چه باید کرد؟

اگر مدیر یک سازمان یا کسب‌وکار هستید، احتمالا در سازمانتان کارمندانی دارید که بی‌سروصدا محل کار را ترک می‌کنند و علاقه‌ای هم به کارکردن بیشتر ندارند. قبل از اینکه عملکرد این کارمندها را زیر سوال ببرید، اول به این پرسش پاسخ دهید: آیا این مشکل به کارمندها من مربوط می‌شود یا توانایی‌های رهبری من مشکل دارند؟

اگر به توانایی‌های رهبری خودتان ایمان دارید و فقط یکی از کارمندهای شما از انگیزه‌ی کافی برخوردار نیست، مشکل شما نیستید. در نهایت، باز هم بهتر است رویکرد و نحوه‌ی رفتار با کارمندان را بررسی کنید. در این مسیر با اعضای تیم و کارمندها صحبت کنید. آیا کارمندان تیم شما احساس ارزشمندبودن می‌کنند؟ سعی کنید با کارمندان شفاف صحبت کنید و انتظاراتشان را بپرسید.

“مهم‌ترین مسئله در روابط بین کارمندان و مدیران اعتماد است.”

مطالعاتی که روی رهبران و رفتارهای آن‌ها با اعضای تیمشان انجام شده است، نشان می‌دهد که مهم‌ترین مسئله در انگیزه‌دادن به کارمندان اعتماد است. وقتی کارمند به مدیرش اعتماد می‌کند، می‌داند که مدیرش به او و سلامتی‌اش اهمیت می‌دهد.

عامل اعتماد به سه رفتار دیگر ربط پیدا می‌کند.

  • اولین رفتار، داشتن رابطه‌ای مثبت با کارمندان است. داشتن رابطه‌ی مثبت به این معنی است که مشتاقانه با کارمندان خودتان ارتباط برقرار کنید و از صحبت‌کردن با آن‌ها لذت ببرید. علایق مشترک باعث پیوند بهتر شما و کارمندان می شود، در مقابل تفاوت‌ها ممکن است محرک باشند.

بین شما و اعضای تیم اختلاف‌ سنی، جنسی و قومیتی وجود دارد، حتی ممکن است جهت‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی گوناگونی داشته باشید. سعی کنید نقاط مشترک را کشف کرده و اعتمادسازی کنید.

  • دومین عنصر مهم اعتماد، ثبات است. رهبرها باید با اعضای تیم‌شان صادق باشند و به وعده‌ها‌یشان عمل کنند. (برای مثال وعده هایی درباره حقوق، ترفیع و یا بهبود اوضاع آنها را ناامید می کند)

 

  • عامل سوم که منجر به اعتمادسازی می‌شود، تخصص است. آیا در کارتان حرفه‌ای هستید؟ آیا در حوزه‌ی شغلی‌تان اطلاعات روز را می‌دانید و با فناوری‌های جدید آشنا هستید؟ آیا دیگران به نظر و توصیه‌های شما اعتماد دارند؟ بهتر است بدانید که افراد متخصص مسیر را روشن نگه می‌دارند و باعث ایجاد اعتماد می‌شوند. اگر بتوانید با کارمندهای خودتان رابطه‌ی معتمدانه‌ای بسازید، دیگر هیچ‌ کارمندی بی‌سروصدا شرکت را ترک نخواهد کرد.

روش‌های مدیریتی قدیمی جوابگو نیست!

فراموش نکنید که رویکرد رهبرهای قدیمی در این مسیر جوابگو نیست و برای اعتمادسازی باید از روش‌های جدید رهبری استفاده کنید. طبق این روش‌ها، مدیران باید مکان‌های کاری امن‌تر و مثبت‌تری خلق کنند و عملکرد بهتری داشته باشند. با وجود این نکته‌ها، بسیاری از مدیرها در مسئله‌ی ترک بی‌سروصدا، کارمندان تنبل و بی‌انگیزه را مقصر می‌دانند، در حالی‌که باید عملکرد خودشان و شیوه‌ی مدیریتی‌شان را بررسی کنند. نکته‌ی آخر اینکه کارمندان و افراد متخصص زمان، انرژی و خلاقیتشان را در اختیار رهبرها و سازمان‌هایی قرار می‌دهند که شایسته‌ی آنها هستند. سعی کنید شایستگی خودتان را به کارمندان نشان دهید.

در این مسیر دوره سازمانی اصول مدیریت کارکنان می تواند در توانمندسازی مدیران سازمان و بهبود عملکرد آن به شما کمک نماید.


منبع: وبسایت مریم حنطوش زاده

کارمندان دورکار و قهرمانی در مسابقه‌ی بهره‌وری

۲۹ بازديد


یکی از مزایای مهم دورکاری پایان مسابقه‌ی بهره‌وری است. وقتی هزاران کیلومتر از مدیر خودتان فاصله دارید، لازم نیست درگیر در جلسه‌های متعدد و بی‌فایده شرکت کنید و به مدیرتان نشان دهید که سرتان شلوغ است و مشغول کار هستید. در حالت دورکاری، مدیرتان کنار شما نیست، بنابراین می‌توانید بیست دقیقه در روز یوگا کار کنید یا چند دقیقه بین کارها با حیوان خانگی‌تان بازی کنید. این ویژگی‌ها نشان می‌دهد که دورکاری انعطاف‌پذیری بیشتری دارد. ولی این همه‌ی ماجرا نیست و محققان نظرهای متفاوتی درباره‌ی بهره‌وری کارمندان دورکار دارند. در این مقاله، بهره‌وری کارمندهای دورکار را بررسی می‌کنیم.

دورکاری و نمایش بهره‌روی، محققان چه می‌گویند؟
در دورکاری، کارمندان در برنامه‌ریزی و مدیریت زمان آزادتر هستند و می‌توانند به روشی کاملا شخصی کار کنند. بیشتر کارمندهای دورکار تلاش می‌کنند در هر ساعتی از زمان کاری روزانه‌شان کار کنند و مفیدبودن خودشان را به کارمندها و مدیر نشان دهند. محققان معتقدند که این روش چندان موثر نیست. در حقیقت، اگر خودتان را از مسابقه‌ی بهره‌روی بیرون بکشید، به بازدهی بیشتری می‌رسید و در طولانی‌مدت کارهای بیشتری را انجام می‌دهید. ویژگی‌های دورکاری برای خیلی از کارمندها اغواکننده است، ولی آیا همه‌ی این ویژگی‌ها در عمل به حقیقت می‌پیوندد؟ متاسفانه، گزارش‌های شرکت‌های مختلف نرم‌افزاری مثل کاتالوگ (Qatalog) و جیت لب (GitLab) خلاف این موضوع را به ما می‌گویند. طبق این گزارش‌ها، کارمندهای دورکار بیش‌از یک ساعت در روز را صرف نمایش بهره‌روی می‌کنند. ولی نمایش بهره‌وری چیست و چرا کارمندان دورکار گرفتار آن هستند؟

عادت‌های قدیمی به سختی از بین می‌روند
تحقیقات دو شرکت آمریکایی و بریتانیایی نشان می‌دهند که کارمندان دورکار مثل جنگجوهایی در اتاق کار می جنگند. آن‌ها به شدت تلاش می‌کنند که کارشان را به مدیر و کارمندهای دیگر نشان دهند، ولی کسی کنار آن‌ها نیست و تلاش آن‌ها را نمی‌بیند. این گزارش روی ۲۰۰۰ نفر از کارمندهای شرکت‌های کاتالوگ و جیت لب انجام شده است. طبق این گزارش، محیط کار به دلیل شیوع بیماری کرونا تغییر کرده است و کارمندها می‌توانند محیط کاری خودشان را انتخاب کنند، ولی همچنان مثل گذشته کار می‌کنند.

یعنی با اینکه کارکنان می‌توانند به شکلی انعطاف‌پذیر کار کنند، باز هم مثل کارمندهای حضوری و تمام وقت رفتار می‌کنند. کارکنان دورکار در جلسه‌های مختلف شرکت می‌کنند، به ایمیل‌ها پاسخ می‌دهند و سعی می‌کنند در تمام روز آنلاین باشند تا به همکارها و مدیرها نشان دهند که سخت کار می‌کنند. نظرسنجی دو شرکت کاتالوگ و جیت لب حاکی از این است که این کارها دقیقا ۶۷ دقیقه از زمان کاری کارمند دورکار را تلف می‌کند. به بیان دیگر، کارکنان دورکار در طول روز ۶۷ دقیقه از وقتشان را تلف می‌کنند تا بهره‌وری خودشان را به بقیه نشان دهند. این نتیجه، معنی دیگری هم دارد. طبق این گزارش، کیفیت کاری کارمندان دورکار کاهش پیدا می‌کند. ۸۱ درصد از کارمندهای این دو شرکت مدعی شده‌اند که وقتی زمان کارشان را خودشان انتخاب می‌کنند، بهتر کار می‌کنند.

در دورکاری، لازم نیست همه همزمان کار کنند
با نتایج این تحقیق، مدیرها باید به فکر راه‌حل باشند. برای اینکه تیم دورکار واقعا کار کند یا واقعا استراحت کند، چه کار باید کرد؟ چاره‌ی کارحذف دورکاری نیست، بلکه در ناهماهنگی است. در بسیاری از تیم‌های دورکاری، همه‌ی جلسه‌ها با حضور تمام اعضای تیم انجام می‌شود. ولی آیا واقعا لازم است همه‌ی افراد گروه در ساعت مشخصی در جلسه حضور داشته باشند؟ یا به طور همزمان کار کنند؟ ناهماهنگی و تنوع از ویژگی‌های دورکاری است. کارمندی دوست دارد در ۱۱ شب روی پروژه‌اش کار کند و فرد دیگری ۵ صبح کارهایش را انجام می‌دهد. در حالت ایده‌آل، شرکت‌ها و کارکنان اصل تنوع در دورکاری را قبول دارند، ولی واقعیت چیز دیگری را نشان می‌دهد. در بسیاری از شرکت‌ها، کارکنان دورکار همزمان آنلاین هستند، در ساعت‌های کاری سنتی (از هشت صبح تا ۵ عصر) کار می‌کنند. آن‌ها دورکار هستند، ولی اصول دورکاری را رعایت نمی‌کنند؛ بنابراین، در این حالت، بسیاری از مزایای دورکاری از بین می‌رود.

طبق نتایج نظرسنجی شرکت گیت لب و کاتالوگ، بیش از ۵۴ درصد از کارمندها معتقدند که همکارهای دورکارشان عادت‌های کاری قدیمی را تکرار می‌کنند و ۶۳ درصد آن‌ها می‌گویند که مدیریت و رهبری سازمان به شکل سنتی انجام می‌شود. بسیاری از مدیرها در سخنانشان شیوه‌ی کاری منعطف و دورکار را تشویق می‌کنند، ولی کسانی‌ را قبول دارند که از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر (مدل کاری سنتی) کار می‌کنند، در شرکت هستند یا آنلاین کار می‌کنند. در عمل، فقط هاله‌ای از دورکاری در زندگی کارمندان اجرا می‌شود و آن‌ها هیچ استقلال و کنترلی روی زمان خودشان ندارند. اگر این مدل کاری ادامه پیدا کند، در نهایت، مدیرهای شرکت با کارمندهایی افسرده و خسته مواجه می‌شوند؛ کارکنانی که همگی دچار فرسودگی شغلی شده‌اند و کارشان را دوست ندارند.

دورکاری را به معنای واقعی اجرا کنید
اگر می‌خواهید دورکار باشید، به مدیر و کارفرمایتان بگویید که در ساعت‌های مشخصی کار می‌کنید و آنلاین هستید. از تقویم‌های آنلاین و برنامه‌های مدیریت پروژه‌ برای برنامه‌ریزی دوطرفه استفاده کنید. درصورتی‌که خودتان مدیریت تیم دورکار را به عهده دارید، اجازه دهید کارکنان ساعت کاری منعطفی داشته باشند. فراموش نکنید که ساعت کاری ۹ صبح تا ۵ عصر برای کارکنان دورکار صدق نمی‌کند. اگر می‌خواهید دورکاری را به شکل اصولی و موثر در سازمانتان اجرا کنید، ما در این مسیر می‌توانیم به شما کمک کنیم. کافی است فرم مشاوره را پر کنید و درخواستتان را شرح دهید.

دوره مهارت های ارتباطی

۲۳ بازديد



اگر با چالش های زیر روبرو هستید:

  • بازخورددادن و بازخوردگرفتن مثبت و سازنده
  • بیان موثر و شیوه‌های درست رساندن منظور به مخاطبان
  • عوامل اختلال در ارتباطات
این دوره برای شما مفید خواهد بود.

آنقدر اهمیت مهارتهای ارتباطی واضح و مبرهن است که جای توضیح نمی ماند. از ارسال یک پیام شفاهی گرفته تا یک پیام در ******** و یا یک نامه. آنقدر برداشتها و روالها سوء تفاهم ایجاد می کنند که گاهی خروجی قضیه صرفا به دلیل ضعف در انتقال یا دریافت پیام هزینه های سنگینی برای سازمان برجا می گذارد. لذا جز اولین های آموزش های هر سازمانی مهارتهای ارتباطی است.

11 باور اشتباه در تصمیم گیری و چگونگی غلبه بر آنها

۲۱ بازديد



وقتی می‌خواهید برای کسب‌وکار یا سازمانتان تصمیم مهمی بگیرید چه کار می‌کنید؟ و از چه اصولی پیروی می‌کنید؟ بعضی از اصول‌ها و باورهای ما در تصمیم‌گیری اشتباه هستند. تصمیم اشتباه هم باعث سقوط شرکت یا برند می‌شود و ممکن است شما را به مرز ورشکستگی برساند. برای اینکه بتوانید تصمیم‌های بهتری در سازمانتان بگیرید و از اشتباه‌های قبلی درس بگیرید، در این مقاله ۱۱ باور اشتباه در تصمیم‌گیری را توضیح می‌دهیم.

چرا گرفتار تصمیم‌گیری اشتباه می‌شویم؟

بعضی وقت‌ها جمله‌ای کوتاه باعث تصمیم‌گیری اشتباه می‌شود. جمله‌هایی زیر نمونه‌هایی از باورهای اشتباه و زیان‌آوری هستند که منجر به انتخاب غلط می‌شوند:

  • من دوست دارم کارآمد باشم.
  • من به حس درونی خودم اعتماد دارم.
  • من می‌توانم تصمیم منطقی بگیرم.

برای اینکه از تصمیم‌گیری اشتباه جلوگیری کنید، بهتر است بدانید که برای تصمیم‌گیری خوب باید وقت بگذارید و از دیگران کمک بگیرید. بیشتر افراد فکر می‌کنند تصمیم‌گیری مسئله‌ای شخصی است و نیازی نیست افراد دیگر را درگیر این مسئله کنیم، در حالی‌که پرسش از دیگران به شما کمک می‌کند که مسئله را از جنبه‌های مختلفی بررسی کنید.

آیا فناوری در تصمیم‌گیری تاثیر دارد؟

خیلی از ما نمی‌توانیم بدون گوشی‌های هوشمندمان زندگی کنیم و برای کارهای مختلفی مثل پیگیری پروژه‌های کاری، انجام کارهای روزمره، گرفتن ضربان قلب و گرفتن دمای بیرون خانه از تلفن همراه استفاده می‌کنیم. برنامه‌های مختلفی مثل سیری و الکسا به ما کمک می‌کنند تا به سرعت به خواسته‌هایمان برسیم. مثلا اگر دنبال رستوران خوب هستیم، از سیری، گوگل و الکسا می‌پرسیم.

گوشی‌های هوشمند و اپلیکیشن‌ها در تصمیم‌گیری‌های به ما کمک می‌کنند؛ اما برای تصمیم‌گیری‌های پیچیده مناسب نیستند. مثلا برای خرید ماشین می‌توانید اطلاعات و ویژگی‌های دو ماشین مختلف را با استفاده از سایت‌ها و اپلیکیشن‌های مختلف ببینید. اما گوگل چیزی از بودجه و هدف شما از خرید ماشین نمی‌داند. بنابراین، بهتر است خودتان با توجه به نیازها، ارزش‌ها و اهدافتان تصمیم بگیرید.

۱۱ باور اشتباه در تصمیم‌گیری

محقق‌های و روان‌شناس‌ها تحقیق‌های زیادی درباره‌ تصمیم‌گیری، عوامل تاثیرگذار روی آن و نتایج تصمیم‌ها انجام داده‌اند. آن‌ها با بررسی الگوهای تکراری و باورهای مختلف ما به ۱۱ باور اشتباه در تصمیم‌گیری رسیده‌اند. در بخش زیر هر کدام از این باورها را توضیح می‌دهیم.

1.     من دوست دارم کارآمد باشم

بیشتر افراد تصور می‌کنند که کارآمد بودن به معنای تصمیم‌گیری سریع است. اما برای اینکه بتوانیم بهترین تصمیم را بگیریم باید مسئله را شفاف کنیم و با سرعت مناسب پیش برویم. عجله‌کردن در تصمیم‌گیری منجر به تصمیم‌گیری غلط می‌شود و ممکن است اتفاق‌های جبران‌ناپذیری را به همراه داشته باشد. مثلا اگر به ماشین احتیاج داشته باشید، رفتن به اولین نمایشگاه خودرو و خرید اولین گزینه ممکن است به نیاز شما یعنی خرید ماشین پاسخ بدهد، ولی در این تصمیم نیازها و بودجه شما لحاظ نشده است. به جای اینکه روی رسیدن به بهترین خروجی در کمترین زمان ممکن تمرکز کنید و گرفتار تصمیم‌گیری‌های عجولانه شوید، جنبه‌های مختلف را بسنجید و با فکر تصمیم بگیرید.

2.     من خیلی سرم شلوغ است و فرصت کافی ندارم

بعضی وقت‌ها به خاطر مشغله زیاد تصمیم‌گیری را به تعویق می‌اندازیم. بهتر است بدانید که به تعویق‌انداختن تصمیم‌گیری نوعی تصمیم است و اشکالی ندارد. اگر سرعت‌ تصمیم‌گیری را آگاهانه کم کنید و روی مشکلتان تمرکز کنید، در نهایت بهره‌وری شما افزایش پیدا می‌کند. توصیه ما این است که برای تصمیم‌گیری وقت بگذارید و تحقیق کنید. با این کار لازم نیست دوباره راجع به مشکلتان تصمیم بگیرید. مثلا اگر در مورد خرید لپ‌تاپ جدید برای شرکتتان وقت بگذارید و راجع به قیمت‌ها و ویژگی‌های مختلف لپ‌تاپ‌ها تحقیق کنید، می‌توانید بهترین محصول را خریداری کنید.

3.     همین الان باید این مشکل رو حل کنم

حتما شما هم این جوک را شنیده‌اید که فردی برای دیدن جنگل به سفر می‌رود، ولی می‌گوید «درخت‌ها نذاشتن جنگل رو ببینم». این مثال در مورد تصمیم‌گیری هم صدق می‌کند. ممکن است در روند تصمیم‌گیری گرفتار جزئیات و مشکل‌های حاشیه‌ای شوید. این کار باعث می‌شود مشکل اصلی را فراموش کنید. پیشنهاد ما این است هنگام تصمیم‌گیری یک یا دو روز به مشکل و اطلاعات پیرامون آن فکر نکنید. با این کار ذهنتان از مشکلات حاشیه‌ای و بی‌اهمیت دور می‌شوند و می‌توانید روی مسئله اصلی تمرکز کنید.

4.     برای تصمیم‌گیری نیازی به نظر دیگران ندارم

تصمیم شما افراد دیگر را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ پس نمی‌توانید بگویید که تصمیم شما شخصی است و باید به تنهایی روی آن فکر کنید. تصمیم شما از جنبه‌های مختلف روی کارمندان، سهام‌دارهای شرکت و نیروهای خدماتی تاثیر می‌گذارد. حتی اگر این تصمیم به زندگی شخصی شما مربوط باشد، همسر، فرزند و دیگر اعضای خانواده را هم درگیر می‌کند. مثلا درصورتی‌که می‌خواهید برای خودتان ماشین بخرید و همسر شما هم گواهینامه دارد، بهتر است در خرید ماشین نظر همسرتان را هم لحاظ کنید.

5.     حرف من درست است و می‌توانم ثابتش کنم

تحقیقات مختلف نشان می‌دهند که ما برای اثبات باور و نظرمان دنبال اطلاعات می‌گردیم. در واقع، در پی اطلاعاتی هستیم که اعتقادات و باورهای ما را تایید کنند. به این تله «سوگیری تاییدی» می‌گویند. همه ما مستعد سوگیری تاییدی هستیم و به طور طبیعی اطلاعاتی را جست‌وجو می‌کنیم که باورها، تجربه‌ها و اطلاعات قبلی ما را تایید کنند.

مثلا مدیری را درنظر بگیرید که می‌خواهد نیروی جدید استخدام کند و طبق تجربه‌های قبلی فکر می‌کند نیروی دورکار نمی‌تواند به خوبی نیروی حضوری کار کند. او برای اثبات نظرش تحقیق می‌کند و در نهایت ترجیحش این است که نیروی حضوری تمام وقت استخدام کند. پیشنهاد ما این است که برای جلوگیری از تعصب و خطا در تصمیم‌گیری، اولویت‌ها و نیازها را بنویسید و براساس آن‌ها تصمیم بگیرید.

6.     من به احساسم اعتماد دارم

برای تصمیم‌های جزئی مثل انتخاب غذا یا بیرون‌رفتن می‌توانید به احساس و غریزه خودتان اعتماد کنید؛ اما تصمیم‌های بزرگ‌تر و مهم‌تر به جست‌وجو و تحقیق احتیاج دارد. مثلا برای خرید وسایل جدید برای سازمان، استخدام نیرو و تعیین اولویت‌های کسب‌وکار نمی‌توانید به احساس و غریزه خودتان اعتماد کنید و به تحقیق و مشورت با متخصص‌ها احتیاج دارید.

7.     تصمیم‌گیری خطی است

یکی از باورهای اشتباه در روند تصمیم‌گیری این است که تصور می‌کنیم تصمیم‌گیری فرایندی خطی است. بهتر است بدانید که برای گرفتن تصمیمی اثربخش باید از چرخه تصمیم‌گیری پیروی کنید و این چرخه از جمع‌آوری اطلاعات، تحلیل، تفکر و بازخورد تشکیل شده است. گاهی اوقات در چرخه تصمیم‌گیری، بعد از جمع‌آوری اطلاعات به مرحله قبل برمی‌گردیم و داده‌های جدید را مقایسه می‌کنیم. این کار در رسیدن به نتیجه‌ای بهتر به ما کمک می‌کند.

8.     در ذهنم ایده‌ها را بررسی می‌کنم

بسیاری از کسانی‌که به نوشتن و ثبت داده‌ها عادت ندارند، در ذهنشان اطلاعات را طبقه‌بندی می‌کنند و تصمیم‌ می‌گیرند؛ در حالی‌که در تحلیل ذهنی ممکن است بعضی از اطلاعات را فراموش کنیم و از احساساتمان برای تصمیم‌گیری استفاده کنیم. نوشتن ایده‌ها، ثبت اطلاعات و تجربه‌های قبلی از تکرار اشتباه‌‌های جلوگیری می‌کنند و دید بهتری به شما می‌دهند. ژورنال‌نویسی هم می‌تواند در مسیر تصمیم‌گیری به شما کمک کند.

9.     من همه اطلاعات لازم را دارم

برای تصمیم‌گیری بهتر باید تحقیق کنید و از زاویه‌های مختلفی به قضیه نگاه کنید. استفاده از روش‌های مختلف برای تصمیم‌گیری، مشورت با صاحب‌نظرها و بررسی مسئله از جنبه‌های گوناگون به شما در روند تصمیم‌گیری کمک می‌کنند.

در همین راستا، می‌توانید از تکنیک شش کلاه استفاده کنید. تکنیک شش کلاه به شما اجازه می‌دهد که مسئله را از دیدگاه‌های مختلف بررسی کنید. در این تکنیک، شش کلاه یا زاویه دید وجود دارد. با کلاه سفید، روی داده‌ها و اطلاعات تمرکز کرده و آن‌ها را تحلیل می‌کنید. کلاه قرمز روی احساسات، واکنش‌ها و شهود تمرکز می‌کند.

با کلاه سیاه، نتایج و معایب تصمیم را می‌بینید. کلاه زرد به شما کمک می‌کند که خوش‌بین باشد و مزایا، منافع و فرصت‌ها را امیدوارانه بررسی کنید. کلاه سبز برای خلاقیت است. با استفاده از این کلاه می‌توانید برای حل مشکل، راهکارهای خلاقانه ارائه کنید. در نهایت، کلاه آبی برای کنترل فرایند است و تمام جنبه‌‌های مختلف مدیریت می‌کند.

10. من می‌تواند منطقی تصمیم بگیرم

روان‌شناس‌هایی مثل آموس توورسکی و دانیل کانمن ثابت‌ کردند که انسان‌ها منطقی نیستند. ممکن است با شنیدن این حرف تعجب کنید و نظر متفاوتی داشته باشید؛ اما کافی است تصمیم‌گیری‌های گذشته را درنظر بگیرید. آیا احساسات و تجربه‌های قبلی روی تصمیم‌گیری شما تاثیر نگذاشته‌اند؟ مثلا اگر برای خرید خودرو به نمایشگاه بروید، فروشنده می‌داند چگونه برای فروش محصولاتش روی احساسات شما دست بگذارد و شما را به خرید محصول موردنظر خودش ترغیب کند.

11. فقط یک راه‌حل وجود دارد

برای حل یک مشکل راه‌حل‌های مختلفی وجود دارد. ورزش‌کردن، سفررفتن و تنظیم برنامه بازنشستگی به روش‌های مختلفی انجام می‌شوند؛ بنابراین برای تصمیم‌گیری و حل مسئله فقط یک راهکار وجود ندارد. برای رسیدن به موفقیت شخصی و سازمانی می‌توانید از مسیرها و راه‌حل‌های مختلفی استفاده کنید. پیشنهاد ما این است که به جای محدود‌کردن خودتان به اطلاعات و شبکه‌های قدیمی، از الگوی همیشگی خودتان خارج شوید و مسئله را به شیوه متفاوتی بررسی کنید. مثلا اگر تا الان برای خرید ماشین به نمایشگاه می‌رفتید، می‌توانید این کار راه به‌صورت آنلاین انجام دهید. برای پیداکردن ایده‌ها و اجرای تغییر در روند حل مسئله می‌توانید از تکنیک‌ اسکمپر استفاده کنید.

چگونه بر باورهای اشتباه تصمیم‌گیری غلبه کنید؟

موارد بالا را می‌توانیم در سه مورد اصلی خلاصه کنیم:

  • ما به عنوان افراد پرمشغله برای تصمیم‌گیری خوب وقت نداریم
  • ما انسان‌هایی منطقی هستیم و می‌توانیم با فکرکردن مشکلات بزرگ و پرمخاطره را حل کنیم.
  • تصمیم‌گیری امری شخصی است و لازم نیست دیگران را درگیر کنیم.

برای اینکه با این تعصب‌ها مقابله کنید و گرفتار اشتباه‌‌های ذکرشده نشوید، می‌توانید از سرعت‌گیر یا توقف استراتژیک استفاده کنید. به بیان دیگر، برای تصمیم‌گیری زمان بگذارید و مشکل را از دید کلی بررسی کنید. با کاهش سرعت تصمیم‌گیری می‌توانید از تعصب‌های اشتباه جلوگیری کنید و تصمیم بهتری بگیرید.

در نهایت اینکه

ما در این مقاله سعی کردیم اشتباهات رایج در تصمیم‌گیری را معرفی کنیم. می‌توانید این اشتباه‌ها را در تصمیم‌های روزمره خودتان شناسایی کنید و تصمیم‌های بهتری بگیرید. توصیه ما این است در فرایند تصمیم‌گیری از ابزارها و دانش متخصصین استفاده کنید تا به نتیجه بهتری برسید. در مقاله‌های آینده درباره راهکارهای تصمیم‌گیری مثل مکث یوزپلنگی صحبت می‌کنیم

وقتی می‌خواهید برای کسب‌وکار یا سازمانتان تصمیم مهمی بگیرید چه کار می‌کنید؟ و از چه اصولی پیروی می‌کنید؟ بعضی از اصول‌ها و باورهای ما در تصمیم‌گیری اشتباه هستند. تصمیم اشتباه هم باعث سقوط شرکت یا برند می‌شود و ممکن است شما را به مرز ورشکستگی برساند. برای اینکه بتوانید تصمیم‌های بهتری در سازمانتان بگیرید و از اشتباه‌های قبلی درس بگیرید، در این مقاله ۱۱ باور اشتباه در تصمیم‌گیری را توضیح می‌دهیم.

چرا گرفتار تصمیم‌گیری اشتباه می‌شویم؟

بعضی وقت‌ها جمله‌ای کوتاه باعث تصمیم‌گیری اشتباه می‌شود. جمله‌هایی زیر نمونه‌هایی از باورهای اشتباه و زیان‌آوری هستند که منجر به انتخاب غلط می‌شوند:

  • من دوست دارم کارآمد باشم.
  • من به حس درونی خودم اعتماد دارم.
  • من می‌توانم تصمیم منطقی بگیرم.

برای اینکه از تصمیم‌گیری اشتباه جلوگیری کنید، بهتر است بدانید که برای تصمیم‌گیری خوب باید وقت بگذارید و از دیگران کمک بگیرید. بیشتر افراد فکر می‌کنند تصمیم‌گیری مسئله‌ای شخصی است و نیازی نیست افراد دیگر را درگیر این مسئله کنیم، در حالی‌که پرسش از دیگران به شما کمک می‌کند که مسئله را از جنبه‌های مختلفی بررسی کنید.

آیا فناوری در تصمیم‌گیری تاثیر دارد؟

خیلی از ما نمی‌توانیم بدون گوشی‌های هوشمندمان زندگی کنیم و برای کارهای مختلفی مثل پیگیری پروژه‌های کاری، انجام کارهای روزمره، گرفتن ضربان قلب و گرفتن دمای بیرون خانه از تلفن همراه استفاده می‌کنیم. برنامه‌های مختلفی مثل سیری و الکسا به ما کمک می‌کنند تا به سرعت به خواسته‌هایمان برسیم. مثلا اگر دنبال رستوران خوب هستیم، از سیری، گوگل و الکسا می‌پرسیم.

گوشی‌های هوشمند و اپلیکیشن‌ها در تصمیم‌گیری‌های به ما کمک می‌کنند؛ اما برای تصمیم‌گیری‌های پیچیده مناسب نیستند. مثلا برای خرید ماشین می‌توانید اطلاعات و ویژگی‌های دو ماشین مختلف را با استفاده از سایت‌ها و اپلیکیشن‌های مختلف ببینید. اما گوگل چیزی از بودجه و هدف شما از خرید ماشین نمی‌داند. بنابراین، بهتر است خودتان با توجه به نیازها، ارزش‌ها و اهدافتان تصمیم بگیرید.

۱۱ باور اشتباه در تصمیم‌گیری

محقق‌های و روان‌شناس‌ها تحقیق‌های زیادی درباره‌ تصمیم‌گیری، عوامل تاثیرگذار روی آن و نتایج تصمیم‌ها انجام داده‌اند. آن‌ها با بررسی الگوهای تکراری و باورهای مختلف ما به ۱۱ باور اشتباه در تصمیم‌گیری رسیده‌اند. در بخش زیر هر کدام از این باورها را توضیح می‌دهیم.

1.     من دوست دارم کارآمد باشم

بیشتر افراد تصور می‌کنند که کارآمد بودن به معنای تصمیم‌گیری سریع است. اما برای اینکه بتوانیم بهترین تصمیم را بگیریم باید مسئله را شفاف کنیم و با سرعت مناسب پیش برویم. عجله‌کردن در تصمیم‌گیری منجر به تصمیم‌گیری غلط می‌شود و ممکن است اتفاق‌های جبران‌ناپذیری را به همراه داشته باشد. مثلا اگر به ماشین احتیاج داشته باشید، رفتن به اولین نمایشگاه خودرو و خرید اولین گزینه ممکن است به نیاز شما یعنی خرید ماشین پاسخ بدهد، ولی در این تصمیم نیازها و بودجه شما لحاظ نشده است. به جای اینکه روی رسیدن به بهترین خروجی در کمترین زمان ممکن تمرکز کنید و گرفتار تصمیم‌گیری‌های عجولانه شوید، جنبه‌های مختلف را بسنجید و با فکر تصمیم بگیرید.

2.     من خیلی سرم شلوغ است و فرصت کافی ندارم

بعضی وقت‌ها به خاطر مشغله زیاد تصمیم‌گیری را به تعویق می‌اندازیم. بهتر است بدانید که به تعویق‌انداختن تصمیم‌گیری نوعی تصمیم است و اشکالی ندارد. اگر سرعت‌ تصمیم‌گیری را آگاهانه کم کنید و روی مشکلتان تمرکز کنید، در نهایت بهره‌وری شما افزایش پیدا می‌کند. توصیه ما این است که برای تصمیم‌گیری وقت بگذارید و تحقیق کنید. با این کار لازم نیست دوباره راجع به مشکلتان تصمیم بگیرید. مثلا اگر در مورد خرید لپ‌تاپ جدید برای شرکتتان وقت بگذارید و راجع به قیمت‌ها و ویژگی‌های مختلف لپ‌تاپ‌ها تحقیق کنید، می‌توانید بهترین محصول را خریداری کنید.

3.     همین الان باید این مشکل رو حل کنم

حتما شما هم این جوک را شنیده‌اید که فردی برای دیدن جنگل به سفر می‌رود، ولی می‌گوید «درخت‌ها نذاشتن جنگل رو ببینم». این مثال در مورد تصمیم‌گیری هم صدق می‌کند. ممکن است در روند تصمیم‌گیری گرفتار جزئیات و مشکل‌های حاشیه‌ای شوید. این کار باعث می‌شود مشکل اصلی را فراموش کنید. پیشنهاد ما این است هنگام تصمیم‌گیری یک یا دو روز به مشکل و اطلاعات پیرامون آن فکر نکنید. با این کار ذهنتان از مشکلات حاشیه‌ای و بی‌اهمیت دور می‌شوند و می‌توانید روی مسئله اصلی تمرکز کنید.

4.     برای تصمیم‌گیری نیازی به نظر دیگران ندارم

تصمیم شما افراد دیگر را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ پس نمی‌توانید بگویید که تصمیم شما شخصی است و باید به تنهایی روی آن فکر کنید. تصمیم شما از جنبه‌های مختلف روی کارمندان، سهام‌دارهای شرکت و نیروهای خدماتی تاثیر می‌گذارد. حتی اگر این تصمیم به زندگی شخصی شما مربوط باشد، همسر، فرزند و دیگر اعضای خانواده را هم درگیر می‌کند. مثلا درصورتی‌که می‌خواهید برای خودتان ماشین بخرید و همسر شما هم گواهینامه دارد، بهتر است در خرید ماشین نظر همسرتان را هم لحاظ کنید.

5.     حرف من درست است و می‌توانم ثابتش کنم

تحقیقات مختلف نشان می‌دهند که ما برای اثبات باور و نظرمان دنبال اطلاعات می‌گردیم. در واقع، در پی اطلاعاتی هستیم که اعتقادات و باورهای ما را تایید کنند. به این تله «سوگیری تاییدی» می‌گویند. همه ما مستعد سوگیری تاییدی هستیم و به طور طبیعی اطلاعاتی را جست‌وجو می‌کنیم که باورها، تجربه‌ها و اطلاعات قبلی ما را تایید کنند.

مثلا مدیری را درنظر بگیرید که می‌خواهد نیروی جدید استخدام کند و طبق تجربه‌های قبلی فکر می‌کند نیروی دورکار نمی‌تواند به خوبی نیروی حضوری کار کند. او برای اثبات نظرش تحقیق می‌کند و در نهایت ترجیحش این است که نیروی حضوری تمام وقت استخدام کند. پیشنهاد ما این است که برای جلوگیری از تعصب و خطا در تصمیم‌گیری، اولویت‌ها و نیازها را بنویسید و براساس آن‌ها تصمیم بگیرید.

6.     من به احساسم اعتماد دارم

برای تصمیم‌های جزئی مثل انتخاب غذا یا بیرون‌رفتن می‌توانید به احساس و غریزه خودتان اعتماد کنید؛ اما تصمیم‌های بزرگ‌تر و مهم‌تر به جست‌وجو و تحقیق احتیاج دارد. مثلا برای خرید وسایل جدید برای سازمان، استخدام نیرو و تعیین اولویت‌های کسب‌وکار نمی‌توانید به احساس و غریزه خودتان اعتماد کنید و به تحقیق و مشورت با متخصص‌ها احتیاج دارید.

7.     تصمیم‌گیری خطی است

یکی از باورهای اشتباه در روند تصمیم‌گیری این است که تصور می‌کنیم تصمیم‌گیری فرایندی خطی است. بهتر است بدانید که برای گرفتن تصمیمی اثربخش باید از چرخه تصمیم‌گیری پیروی کنید و این چرخه از جمع‌آوری اطلاعات، تحلیل، تفکر و بازخورد تشکیل شده است. گاهی اوقات در چرخه تصمیم‌گیری، بعد از جمع‌آوری اطلاعات به مرحله قبل برمی‌گردیم و داده‌های جدید را مقایسه می‌کنیم. این کار در رسیدن به نتیجه‌ای بهتر به ما کمک می‌کند.

8.     در ذهنم ایده‌ها را بررسی می‌کنم

بسیاری از کسانی‌که به نوشتن و ثبت داده‌ها عادت ندارند، در ذهنشان اطلاعات را طبقه‌بندی می‌کنند و تصمیم‌ می‌گیرند؛ در حالی‌که در تحلیل ذهنی ممکن است بعضی از اطلاعات را فراموش کنیم و از احساساتمان برای تصمیم‌گیری استفاده کنیم. نوشتن ایده‌ها، ثبت اطلاعات و تجربه‌های قبلی از تکرار اشتباه‌‌های جلوگیری می‌کنند و دید بهتری به شما می‌دهند. ژورنال‌نویسی هم می‌تواند در مسیر تصمیم‌گیری به شما کمک کند.

9.     من همه اطلاعات لازم را دارم

برای تصمیم‌گیری بهتر باید تحقیق کنید و از زاویه‌های مختلفی به قضیه نگاه کنید. استفاده از روش‌های مختلف برای تصمیم‌گیری، مشورت با صاحب‌نظرها و بررسی مسئله از جنبه‌های گوناگون به شما در روند تصمیم‌گیری کمک می‌کنند.

در همین راستا، می‌توانید از تکنیک شش کلاه استفاده کنید. تکنیک شش کلاه به شما اجازه می‌دهد که مسئله را از دیدگاه‌های مختلف بررسی کنید. در این تکنیک، شش کلاه یا زاویه دید وجود دارد. با کلاه سفید، روی داده‌ها و اطلاعات تمرکز کرده و آن‌ها را تحلیل می‌کنید. کلاه قرمز روی احساسات، واکنش‌ها و شهود تمرکز می‌کند.

با کلاه سیاه، نتایج و معایب تصمیم را می‌بینید. کلاه زرد به شما کمک می‌کند که خوش‌بین باشد و مزایا، منافع و فرصت‌ها را امیدوارانه بررسی کنید. کلاه سبز برای خلاقیت است. با استفاده از این کلاه می‌توانید برای حل مشکل، راهکارهای خلاقانه ارائه کنید. در نهایت، کلاه آبی برای کنترل فرایند است و تمام جنبه‌‌های مختلف مدیریت می‌کند.

10. من می‌تواند منطقی تصمیم بگیرم

روان‌شناس‌هایی مثل آموس توورسکی و دانیل کانمن ثابت‌ کردند که انسان‌ها منطقی نیستند. ممکن است با شنیدن این حرف تعجب کنید و نظر متفاوتی داشته باشید؛ اما کافی است تصمیم‌گیری‌های گذشته را درنظر بگیرید. آیا احساسات و تجربه‌های قبلی روی تصمیم‌گیری شما تاثیر نگذاشته‌اند؟ مثلا اگر برای خرید خودرو به نمایشگاه بروید، فروشنده می‌داند چگونه برای فروش محصولاتش روی احساسات شما دست بگذارد و شما را به خرید محصول موردنظر خودش ترغیب کند.

11. فقط یک راه‌حل وجود دارد

برای حل یک مشکل راه‌حل‌های مختلفی وجود دارد. ورزش‌کردن، سفررفتن و تنظیم برنامه بازنشستگی به روش‌های مختلفی انجام می‌شوند؛ بنابراین برای تصمیم‌گیری و حل مسئله فقط یک راهکار وجود ندارد. برای رسیدن به موفقیت شخصی و سازمانی می‌توانید از مسیرها و راه‌حل‌های مختلفی استفاده کنید. پیشنهاد ما این است که به جای محدود‌کردن خودتان به اطلاعات و شبکه‌های قدیمی، از الگوی همیشگی خودتان خارج شوید و مسئله را به شیوه متفاوتی بررسی کنید. مثلا اگر تا الان برای خرید ماشین به نمایشگاه می‌رفتید، می‌توانید این کار راه به‌صورت آنلاین انجام دهید. برای پیداکردن ایده‌ها و اجرای تغییر در روند حل مسئله می‌توانید از تکنیک‌ اسکمپر استفاده کنید.

چگونه بر باورهای اشتباه تصمیم‌گیری غلبه کنید؟

موارد بالا را می‌توانیم در سه مورد اصلی خلاصه کنیم:

  • ما به عنوان افراد پرمشغله برای تصمیم‌گیری خوب وقت نداریم
  • ما انسان‌هایی منطقی هستیم و می‌توانیم با فکرکردن مشکلات بزرگ و پرمخاطره را حل کنیم.
  • تصمیم‌گیری امری شخصی است و لازم نیست دیگران را درگیر کنیم.

برای اینکه با این تعصب‌ها مقابله کنید و گرفتار اشتباه‌‌های ذکرشده نشوید، می‌توانید از سرعت‌گیر یا توقف استراتژیک استفاده کنید. به بیان دیگر، برای تصمیم‌گیری زمان بگذارید و مشکل را از دید کلی بررسی کنید. با کاهش سرعت تصمیم‌گیری می‌توانید از تعصب‌های اشتباه جلوگیری کنید و تصمیم بهتری بگیرید.

در نهایت اینکه

ما در این مقاله سعی کردیم اشتباهات رایج در تصمیم‌گیری را معرفی کنیم. می‌توانید این اشتباه‌ها را در تصمیم‌های روزمره خودتان شناسایی کنید و تصمیم‌های بهتری بگیرید. توصیه ما این است در فرایند تصمیم‌گیری از ابزارها و دانش متخصصین استفاده کنید تا به نتیجه بهتری برسید. در مقاله‌های آینده درباره راهکارهای تصمیم‌گیری مثل مکث یوزپلنگی صحبت می‌کنیم.

دوره آموزش مهارت‌های رفتاری دیسک در شرکت ادورا طب

۲۲ بازديد



این دوره با همکاری گروه رادمان برای سرپرستان شرکت ادورا طب در راستای تقویت مهارت های سرپرستان اجرا شد. از آنجایی که اغلب افراد توانمند در حوزه تخصصی خود رشد می‌کنند و به سطوح سرپرستی یا مدیریتی دست پیدا می کنند، اما مهارت های سرپرستی و مدیریتی به صورت علمی و اصولی همراستا با مهارت‌های تخصصی پیش نمی‌رود. لذا در راستای توسعه و مدیریت منابع انسانی سازمان، به منظور تسهیل مسیر رشد سرپرستان در مجموعه ادوراطب دوره اصول سرپرستی اجرا شد. در اولین گام بحث خودشناسی با مدل های رفتاری دیسک مطرح شد تا افراد با نقاط قوت، قابل بهبود و انگیزه‌ها‌ی خود و کارکنان خود آشنا شوند.

از آنجا که مدیریت منابع انسانی یا مدیریت کارکنان و کارمندا، پروسه و فرآیندهای استخدام، مشارکت و تعامل کارکنان و بررسی عملکرد آنها و… را در بر می گیرد. این پروسه یک فرآیندی است که به کارمندان شما کمک می کند تا بهترین عملکرد خود را داشته باشند و به اهداف تجاری مورد نظر شما دست یابند.

برای بالا رفتن عملکرد فردی و تیمی میتوان با شناخت خود و درک چرایی رفتار اطرافیان به بالا رفتن کیفیت روابط‌مان کمک کنیم و از تعارضات ایجاد شده در روابط و محیط‌های کاری و همکاری استفاده بهینه داشته باشیم.

روند اجرا

افراد از قبل تست دیسک را زده بودند . در این مسیر ابتدا با چهار مدل رفتاری DISC کنترل گر، اثرگذار، باثبات و با وجدان آشنا شدند. تا مدل رفتاری خود را بهتر بشناسند. ترس ها، انگیزه، نقاط قوت و تاثیر رفتار خود را بر دیگران درک کردند تا یک مسیر توسعه فردی برای خود در نظر گیرند.

در مرحله بعد، با شناخت ابعاد درونگرایی ،برونگرایی و مدل های تصمیم گیری کارمحور و مردم محور توانستند بیاموزند که چگونه مدل های رفتاری دیگران را تشخیص دهند. بعلاوه نشانه های رفتاری سایر مدل‌ها را سریعتر تشخیص دهند تا ارتباط بهتری برقرار کنند.

در مرحله سوم آموختند متناسب با نیازها و نگرانی هر مدل متناسب با آن مدل رفتار کنند تا یک ارتباط پویا را تجربه کنند

در تمام این مراحل بازی ها و تمرین های فردی و گروهی اجرا می‌شد تا افراد در تجربه ها و گفتگوهای خود به درک بهتر از خود و دیگران دست یابند.

در مرحله بعد

شرکت کنندگان که به شدت با محتوا ارتباط برقرار کردند و فعالانه در تمرین های کلاس از آموخته هایشان برای تطبیق و شناخت خود و همکارانشان استفاده کردند و توانستند نقشه راه جدیدی برای ارتباط موثر با مدیران و همکاران دیگر تهیه کنند.

(برای مثال: یکی از شرکت کنندگان می گفت: فهمیدم راهی که به عنوان سرپرست تاکنون می‌رفتم اشتباه بوده با اینکه همیشه فکر می‌کردم دارم به بهترین شیوه عمل می کنم. اما متوجه شدم فردی که با او چالش دارم، صرفا مدل رفتاری او با من متفاوت است در نتیجه نیازها و اولویت‌های متفاوتی داریم. من با مدل D یا کنترل گر می خواهم کارها سریع پیش برود ولی او با مدل S یا باثبات برایش بررسی همه جوانب مهم است. در نتیجه یه جای اینکه او را مجبور به تغییر کنم، می خواهم او را بهتر بفهمم. حالا می‌دانم رفتار من چه تاثیری روی او دارد و تلاش می کنم از تفاوت‌هایمان بهتر استفاده کنم)

البته اولین قدم شناخت مدل رفتاری و نقاط قابل بهبود در خودمان است و این موضوع به خوبی در تمرین های گروهی شرکت کنندگان به عنوان دست‌آوردشان دیده می‌شد.

 

در نظر داشته باشیم که مدیریت منابع انسانی سه حوزه کلیدی دارد :

  1. جذب
  2. نگهداشت
  3. مدیریت عملکرد

در هر یک از این سه حوزه دانش مدلهای رفتاری دیسک کمک کننده است.

  • در تعیین شایستگی های رفتاری و شخصیتی مورد نیاز یک شغل و انتخاب از بین نزدیک ترین فرد متقاضی به این شایستگی ها 
  • در نحوه تعامل با نیروی مشغول به کار 
  • و در نهایت وصل کردن شایستگی های شغلی به سیستم مدیریت عملکرد

 

سرفصل‌های دوره :

  • شناخت مدل‌های رفتاری خود و دیگران در دیسک
  • شناخت نقاط قوت رفتاری خود و دیگران
  • شناخت نقاط قابل بهبود رفتاری خود و دیگران 
  • نحوه تعامل با هر مدل رفتاری
  • نحوه تحلیل گزارش دیسک